Made In Me

Posted in give her a smile, iran by made in me on Sunday,February 28,10

 جنبش سبز بر سر مطالبات خود ، حق خود محکم ایستاده است

آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد

 بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد … مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است … هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن

به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است

از گفت و گوی سایت کلمه با میرحسین –

Posted in connections, give her a smile by made in me on Wednesday,February 24,10

Posted in connections, dissatisfactions, give her a smile, the way I am me by made in me on Wednesday,February 24,10

قرارمان اگر چیزی جز این قرار نانوشته ی ناگفته ی هفت ساله مان بود دختر جان ، اگر سخت بودن هامان مال هم نبود ، اگر چیزی جز سردی نم ناک صبح های گز کردن هایمان هم می توانست ، توانسته بود گه گاهی پوست های کلفتمان را بیندازد ، می آدم و درون – لرزه هایم را برایت می گفتم .  از این چرخ و فلک که می کشدم تا آن بالا ها و رهایم می کند و دوباره . می آمدم آه من از کجا بیان کنم این ماجرا هایم را برایت می گفتم . می آمدم یو وِر فور می دَت نایت اِوری ثینگ آی آلویز درِمت آو این لایف هایم را برایت تعریف می کردم . که برای کس دیگر نمی توانم . تو بدان . تو اگر می دانستی ، شاید هم می آمدی دستم را می کشیدی بیرون ، از خودم ، که بد می آزاردم ، خودم که می نشیند تصویر می سازد ، تصویر دردناک می سازد ، تصویر نیست ، حقیقت نادیده است و حقیقت دانسته . ذهنم خیال پرداز قهاری ست طفلکی ، خودش تصویر می سازد ، خودش می بیند ، خودش خودش را حلق آویز می کند . می آدم برایت می گفتم از تصویر هایم . شاید که آرام می گرفتم

Posted in connections, give her a smile, the way I am me by made in me on Saturday,January 16,10

این آدم های قدمت دار آدم هم داستانی دارند برای خودشان . قدمت دار شدن آدم ها هم داستانی ست برای خودش . یعنی حالا که با هم می رویم ، با هم راه می رویم از این سر شهر تا آن سر شهر ، توی کوچه های پیچ در پیچ ، کوچه های دراز که خیلی مانده تا تهشان ، اینقدر که پاهامان و فک هامان جان ندارند دیگر آخر خط ، هیچ کس که نمی آید جای تو را بگیرد . من اصلن همیشه چسبیده ام به قدمت همه چی به آشنا-بودگی همه چی به جاافتادگی همه چی . سختم است ، جانم بالا می آید برای کندن از آشنا ، آشنا شدن با نو . تنبلم . گوشه کنار چیزی که قالبم شد ، فیتش شدم ، ول-کردنش نمی آیدم . مخصوصن که آدم باشد لامصب

داستان تو هم همین است . همین که هر روز صدات آشنا ترم می شود . دوست ترم می شوی . جنب و جوشمان فروکش می کند ، رسوب می کنیم توی زندگی هم . توی هم . همین است داستان قدمت دار شدن تو ، این روزها که می گذرند 

Posted in connections, give her a smile, specials by made in me on Saturday,January 2,10

یه آهنگایی هم هست من می ذارم اینجا

بعد می بینم این پسرم گذاشته تو وبلاگش

صد البته که قبل من 

چه می دونستم حالا ولی من

خوشال می شم گاهی

گاهیم حرصم در میاد

بیشتر خوشال می شم ولی

Posted in give her a smile by made in me on Tuesday,December 29,09

تو یاد بگیر مرا . تو بدان مرا . تو بشین نرم نرمک ، کم کمک برهنه ام کن ، آشنایم شو ، آشنایم کن . آسوده ام کن . تو بیا دستم را بگیر ، چروک صدایم را باز کن 

Posted in give her a smile, happiness, specials by made in me on Saturday,December 26,09

باباهه اومده کنار منه فین فین کنه پتو پیچ نشسته ای آر نگا می کنه ، هیچی دیگه کیف دنیا

Posted in give her a smile, specials by made in me on Thursday,December 24,09

بس که دی شب

Posted in connections, give her a smile by made in me on Monday,November 23,09

آقای سین خوشبخته . من می دونم . می فهمم . از سبکیش . از لحن آرومش . از دنیا رو دوست داشتنش . از ” بابا ” گفتنش ،  از از ییلاق گفتنش . آقای سین خوشبخته . من می فهمم . از جو گندمی موهاش . از خوشمزگی پرتقالای حیاطش  . از تق تق کفشای دختر کوچولوش 

Posted in give her a smile, living life, my name is JN by made in me on Tuesday,August 18,09

لیمو ترش بمالید زیر بغلتان

Posted in give her a smile, specials by made in me on Friday,August 14,09

این مامان ما چون تا چندین سالگی ما داشته درس می خونده خیلی حوصله ی یادگاری از بچگی نگه داشتنو اینا نداشته ، مام همیشه غر زدیم بابتش . بعد حالا الان بابام اومده یه سربرگ قدیمی آزمایشگاه آورده میگه نگا کن . وستش یه پازتیو قرمز نوشته . میگه این تویی . هیچی دیگه قربون خودم برم

Posted in dissatisfactions, give her a smile by made in me on Monday,July 27,09

بابابزرگ آدم ، بابایی آدم به عادت ما ، آدم مهمی است توی زندگی . بابایی آدم همه ی بچگی ، همه ی بزرگ شدن ، همه ی روز و شب های عمر آدم را جمع کرده توی خودش . بابایی آدم همه  نرمی و گرمی و خوشمزگی های دنیاست برای بغل کردن .  بابایی آدم همه ی دوست داشتن آرام و رسوب کرده  توی قلب آدم است . بابایی آدم همه ی میشی های دنیاست حلقه زده توی چشم ها  . بابایی آدم همه ی پرتقال خونی ها ، همه ی دارابی ها ، همه ی لیمو شیرین ها ست ، همه ی ازگیل ها ، انجیر ها ، عناب ها . بابایی آدم همه ی ایوان بزرگ و همه ی نرده های سفید و همه ی صندلی های چوبی یک عصر تابستان است ، با منظره ی درخت ها درخت ها درخت ها . بابایی آدم اتاق گرم و دم کرده ی زمستان است وقت کمردرد . بابایی آدم همه ی بداخلاقی دنیاست وقت مامانی و اخم و تخم ها و همه ی خوش اخلاقی دنیا وقت نوه ها و شلوغی و سر و صدا . بابایی آدم همه ی پاک کن رنگی هاست و همه ی کتاب قصه ها و همه آقای ” اندیشه ” ها وقت خوش گذرانی های دونفره . بابایی آدم همه ی ریش های سفید تیغ تیغی است برای فرو رفتن توی صورت موقع یک ماچ گنده . بابایی آدم همه ی همه چیز دنیاست . یک همچین آدم مهمی است بابایی آدم 

برای خاطر بابایی یک دخترکی که دوست داشتنی بود و حالا دخترک کلی به خاطر نبودنش غصه دار است

She Misses Him 

Posted in give her a smile, happiness by made in me on Saturday,June 20,09

بابایی : می گم اینقدر منو بیرون نفرست خانوم . کمردرد ، پا درد ، از همه بد تر این شاش

مامانی : اِ ، پس این اغتشاش ها کار توئه ؟

Posted in give her a smile, happiness by made in me on Tuesday,May 5,09

مامانم هر روز میاد میره به گل هاش آب میده

Posted in give her a smile by made in me on Thursday,April 23,09

هی تو اینجا بودیا

ولی اون موقع که بودی من بودم اصن ؟

در قید حیات یعنی

Posted in give her a smile, happiness by made in me on Tuesday,April 21,09

آدما ، بیشتراشون ، هرچقدم که نزدیک باشن ، باید ازشون ترسید . بایدم که نه ، غریزی اتفاق میفته این مسئله اصن . یعنی ترسم که نیست ، اینه که نمی تونی بچرخی پشتتو بکنی بهشون چشماتو ببندی پنجه ی پاتو از زمین جدا کنی خودتی بندازی عقب . مطمئن باشی که نمیفتی زمین . حالا اگه از اون آدم کمترا پیدا کنی ، دور و ور خودت داشته باشی خیالت راحته دیگه هر جوری خودتو رها کنی

Posted in give her a smile, specials by made in me on Monday,April 20,09

بعضی آدم ها هستند

نه

تعارف نداریم که

بعضی آدم ها که هستند

ولی  الانش یک آدمی هست

که هیچ دلم نمی خواهد هیچ تغییری بکند

زمانش نگذرد  ، موهایش بلند نشوند ، سر و وضعش همان بماند ، موسیقی اش همان بماند ، زندگی اش هم

هزار هزار سال نوری هم آنور تر باشد ها

ان پی

باشد همچین آدمی فقط

تاثیرش باشد