Made In Me

Posted in connections, dissatisfactions, living life, the way I am me by made in me on Monday,July 19,10

اذیتم می کند . رسمن اذیتم می کند . دارم تمرین می کنم خودم را رها کنم از وابستگی چیزهایی که اذیتم می کنند . خانم دوستِ دوست ِ فال چای بگیر هم همین را گفت . راست گفتی میم ، من هم در طول کل ماجرا به فکر این بودم که حرف های خانم برایم باورپذیر هست یا نه ، یا که دقیق تر ، آدم باورکردنشان هستم یا نه ، ولی راست گفتی ، از بین حرف هایش گاهی آدم یاد خودش میفتد و کارهای باید انجام شونده و تصمیمات باید گرفته شونده اش

Advertisements

Posted in dissatisfactions, living life by made in me on Saturday,July 17,10

. این وقت ها که زندگی لاجیکال آدم قاطی زندگی ایموشنال آدم می شود . گندشان بزنند این وقت ها رو

Posted in dissatisfactions, living life by made in me on Monday,May 3,10

جیک جیک جیک گنجشکه می خونه . پرده رو زدم کنار دیدم صبح شده . خوابم نبرد . فکر و خیال داشتم . دل خور بودم . نگران بودم که خوابم نبرد . گفتم بیام پای اینترنت تا ، تا چی بگم ، بیست کیلو خواب روی چشمام بود ، مست خواب بودم اما خوابم نمی برد . با چه بدبختی چشمای عادت کرده به تاریکی رو باز کردم جلوی نور لپ تاپ . تا الان که شیش صبحه آن لاین بودم . خوندم . با افسردگی ملو . با فکر اینکه من فیت دنیا نمی شم هیچ رقمه . خوشنود نیستم ولی حال و حوصله ی تکون دادن به خودمم ندارم . حالا صدای بق بقو می آد . مامانم می گه مشهد به اینا می گن “موسی کو تقی” . گوش بدین . اینا چی می گن واقعا ؟ هزار جور می تونی اداشونو در بیاری و انگار همشون درستن ، این خاصیت صوته ؟ چه می گویم من . دو ماه دیگه کنکور دارم خیر سرم . واهی . من تا حالا درس نخوانده دو ماهه چه خاکی به سرم بریزم . منتظرم ساعت برادر زنگ بزنه دو ساعت بخوابم شروع کنم به درس خوندن . حوصله مامانمو دارم فقط . پرفکشنیسمم در زندگیم در حال حاضر دچاره فلاکته از همه نظر . ای کاش دوست داشتنی تر بودم . اینجا رو هم دوست ندارم زیاد . اینجا هم از پرفکشنیسم به دور است . از ولو شدن هم بدور است

Posted in dissatisfactions, the way I am me by made in me on Wednesday,March 24,10

دلم نازک شده ، گوشه های لبم آماده ی پایین افتادن ، ته گلوم آماده ی درد گرفتن

Posted in dissatisfactions by made in me on Saturday,March 20,10

هفت سینم یه سین کم داره

من لج دارم امسال هم

Posted in connections, dissatisfactions, iran by made in me on Friday,February 26,10

Posted in connections, dissatisfactions, the way I am me by made in me on Thursday,February 25,10

آشتی مان را هم کردیم و تمام شد اما ، می خواهم بگویم ، من نبوده که فریاد نشنیده باشم در زندگی ام ، خانواده ی ما خانواده ی آفتابی ای نبوده ، داد و بیداد داشته ایم تا یادم هست ، صدای  بم مردانه ، صدای زیر لرزان زنانه ، همه . این سرمای صدایت که بلند میشود روی من اما بی سابقه است برایم و هربار انتظار ناکشیده . برای منی که پناه آورده ام به گرما تو ، این سرما  زمهریر است . نکن

Posted in connections, dissatisfactions, give her a smile, the way I am me by made in me on Wednesday,February 24,10

قرارمان اگر چیزی جز این قرار نانوشته ی ناگفته ی هفت ساله مان بود دختر جان ، اگر سخت بودن هامان مال هم نبود ، اگر چیزی جز سردی نم ناک صبح های گز کردن هایمان هم می توانست ، توانسته بود گه گاهی پوست های کلفتمان را بیندازد ، می آدم و درون – لرزه هایم را برایت می گفتم .  از این چرخ و فلک که می کشدم تا آن بالا ها و رهایم می کند و دوباره . می آمدم آه من از کجا بیان کنم این ماجرا هایم را برایت می گفتم . می آمدم یو وِر فور می دَت نایت اِوری ثینگ آی آلویز درِمت آو این لایف هایم را برایت تعریف می کردم . که برای کس دیگر نمی توانم . تو بدان . تو اگر می دانستی ، شاید هم می آمدی دستم را می کشیدی بیرون ، از خودم ، که بد می آزاردم ، خودم که می نشیند تصویر می سازد ، تصویر دردناک می سازد ، تصویر نیست ، حقیقت نادیده است و حقیقت دانسته . ذهنم خیال پرداز قهاری ست طفلکی ، خودش تصویر می سازد ، خودش می بیند ، خودش خودش را حلق آویز می کند . می آدم برایت می گفتم از تصویر هایم . شاید که آرام می گرفتم

Posted in dissatisfactions by made in me on Saturday,February 13,10

یه چیزی لازم دارم به سرعت و به شدت گریه مو دربیاره 

Posted in connections, dissatisfactions, iran by made in me on Thursday,February 11,10

اینقدر توی این هشت نه ماه آق بهمن هر روز مستقیم ترین و راحت ترین و قابل اعتماد ترین منبع خبرمون بود که دیگه مامان بابام هم باهاش آشنا شده بودن و بهش اعتماد داشتن و در شرایط و روزهای حساسی که دسترسی به خبر مشکل بود و دلهره بود و نگرانی بود می خواندنش ، اینقدر دیگه همه بعد از این همه مدت احساس دوستی می کردیم باهاش و دوستش داشتیم ،  خبر دستگیر شدن خواهرها و بعد هم پدر و مادرش حسابی دلمونو لرزوند . مثل این که دوستا و آشناهای خودمونو گرفتن . امیدوارم حال همشون خوب باشه و هرچه زودتر آزاد بشن واقعن

Posted in dissatisfactions, living life by made in me on Friday,January 29,10

ای آسمون بی ستاره

این شهر هرچقدر جا داشت خاطره ی درد-دار چپوند توی خودش . دیگه داره منفجر می شه . دیگه باید رفت

Posted in dissatisfactions by made in me on Wednesday,January 27,10

من طاقت ندارم ظرفیت ندارم دوباره گی این بودن و نبودن را . من یا باید حل شوم در تو . در زندگی تو . با تو . در آغوش تو . یا نمی دانم . من نمی توانم به خدا . خفه می کند بغض . نمی توانم نگه دارم خودم را از تو . چشم بپوشم خودم را از تو . کنار بکشم خودهایم را از تو . من خوب نیستم با بی تو آشنا شدن با تو . من گم شدن لازمم بود

Posted in dissatisfactions by made in me on Wednesday,January 27,10

من مستدام تو/ من ناگستردنی من/ خواهان

یا گوش بده بذار من خودمو شرح بدم یکم

Posted in connections, dissatisfactions, living life, movie by made in me on Wednesday,January 27,10

مدتیه اصلن حجم خوشحالیم که زیاده نرمالی منتظرم خود-جمع-شدگی بعدش هم برسه . نارضایتیِ بعد از یه سلسله خوشیِ نابهنگام یا کمال طلبی های ارضا شده شاید بشه تفسیرش کرد . مدتیه از تفسیر کردن ، ریشه یابی هم خوشم میاد . دلم هم می خواست بیام ، یعنی خوندن این * تفاسیر از آیز واید شات به ذهنم رسوند ، بگم خوب مسئله ای که همه  نشونش دادن تو نوشته هاشون توجه زیاد مورد نیاز برای کشف کردن فیلمه . رمز و رازهاش . نه . برای کشف کردن خودش اصلن . حرفهاش . انی وِی . من همیشه فکر می کردم همه ی آدما ، هر کدومشون بایدشونه ، سزاوارشونه که یه آدم دیگه حداقل ، یا یه دوربین فهم و شعور و احساس-دار یا یه چیزی توی این مایه ها به عنوان اِدیشنال-فیچر باهاشون خلق بشه یا فرستاده بشه – روی زمین – که همش نگاه کرده بشن ، همش متوجه بشن ، همش شناخته بشن یو نو ؟ منظورم اینه که خیلی گوشه کنارا ، مخفیای آدما هست که هیچ کس نمی بینه و خیلی ارزش دیده شدن دارن . اصلن خود آدما . خود آدما بایدشونه یکی همممش ببیندشون . نه اینه که آیز واید شات یه آدم-ساخته ؟ که اینقدر جای دیده شدن داره ؟ حالا لاکی مستر کوبریک که اینهمه قدرت پرزنته کردن خودشو داره تو چشمای دنیا . ولی خیلی آن-فر ه به نظر من که همه ی شانس آدما برای ادور شدن برای فوق العاده محسوب شدن ، فوق العاده خونده شدن ، قدرت پرزنته کردنشون باشه . نه هم که همه ی شانس ، ولی قبول داریم که دیسکاور کردن آدما ، دیسکاور شدن آدما به راحتی توی فیلما نیست . مثل کلمنتاین و جوئل . می بینین دیگه کلمنتاین چه قدرت نشون دادن اسپشالیتی هاشو داره ولی جوئل نه ؟ بعد اگه کلمنتاین سر راهش نمی بود بلکم هیشکیِ هیشکی دیسکاورش نمی کرد ؟ اینه که می گم آدما گناه دارن . همین دیگه فعلن ، با این انشای درهم برهم 

[+] : *

Posted in dissatisfactions by made in me on Saturday,January 9,10

ها ، شاید هم که کیک درست کردم

اصن می خوام بیام اینجا هر زری بزنم . می خوام مبتذلش کنم اصن . به کسی چه

Posted in connections, dissatisfactions by made in me on Friday,January 1,10

ساکس که نمی تونم بهت بگم تو خفه شو من بهتر می دونم . ساکس که نمی دونی چرا من بهتر می دونم 

Posted in dissatisfactions, iran by made in me on Thursday,December 31,09

بس کنید دیگه . من هم هی می چرخم دور خودم هی می پرسم چه طور می تونن ؟ چه طور می تونن ؟

در مقابل کی می خواین سکوت کنین ؟ در برابر کی می خواین انسانیت به خرج بدین ؟