Made In Me

Posted in connections, dissatisfactions, tiny friends by made in me on Tuesday,January 20,09

می بینی بنفشه ؟ بعضی آدم ها بودن نمی دانند . آنقدر بی ارزش است وجودشان انگار که چنگ می زنند به وجود دیگران . می سابند خودشان را به زندگی دیگران ؛ مثل باد که سنگی را بفرساید ، بلکه اثری ماند ازشان

حبابند انگار . اشغال کردن است کارشان فقط . بی که فایده باشند

می دانی بنفشه ؟ جای زمین بودم اگر تنگی ام می آمد . خسیسی ام می آمد اصلن . هوایم را نمی دادمش یه هر دستگاه آلوده کننده که بگیردش ، بچرخاندش بین ” هیچی ها ” ، که کدرش کند ، بی قدرش کند ، بگیردش بدهد به سلول هایش که بدی بسازند که راندمانش را برسانند به صفر به پوچی

شرط می گذاشتم . که وارد خونش که شد، در بدنش که گشت ، سر به قلبش که زد ، پاک شود ، خالص شود ، افزون شود ارزشش ، گران قدرتر شود . به سلول هایش که رسید ذره هایش ، مولکول هایش نیک شود حاصلشان

جای زمین بودم اگر جمع می کردم خودم را ، که کوچک شوم ، که جایش نشود هر کس که ردی بماند بر صورتم وقت پرسه زدن هایش ، قدمی بردارد بی که نقشی از زندگی بگذارد بر من . که خط خطی کندم بی خودی

جای زمین بودم اگر بنفشه ، باد می کردم لپ هایم را فوت می کردم بعضی آدم ها را که معلق بمانند همانطور ؛ دور از من 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: