لابد دو و بیست و چهار اینا هم بوده ، چهار مین بعد حدافظ قبل و چهار مین قبل خدافظ بعد ، وسط خیال خوشحال این مراقب-من-بودگی که هستی ، یا وسط خیال صدای بازوهات که می پیچن دور من از پشت تفلون ، یا که بیش تر هم اصن وسط هیه هیه کردن از اون نَنننننننگو پای تلفنت وقتی داشتم نیروی انتظامیِ پدرسگ ملت و … می گفتم که باز هم مراقب-من-بودگی داشت کلی توی صداش بعد وسط در عجب ماندگی از تو-دوای دردشدگی که گوشیه روشن خاموش شد هی که منم شیرجه زدم طرفشو نرسیدم به جانم گفتن که صدای مااااااااااااااااااچ
یه چیزی که خودم می دونمش ، این که من یکی رو دوست دارم یا ندارم صدی نودو پنش تا هیچ ربطی به خود خود طرف نداره ، مربوط به منه که فکر می کنم اون چه احساسی نسبت به من داره ، هر لحظه ، به این ترتیبه که دوست داشتن و دوست نداشتن من لحظه ایه

leave a comment